سفر به استانبول
سفر به استانبول؛ شهری که هر بار چهرهای تازه نشان میدهد
اولین باری که سفر به استانبول را تجربه کردم، تصورم از این شهر فقط چند عکس معروف از مسجد ایاصوفیه و تنگه بسفر بود. اما وقتی پا به استانبول گذاشتم، خیلی زود فهمیدم که این شهر فراتر از یک مقصد گردشگری معمولی است؛ استانبول شهری است که تاریخ، فرهنگ، غذا و زندگی روزمره مردمش به شکلی عجیب در هم تنیده شدهاند.
از همان روز اول، قدمزدن در خیابانهای استانبول برایم تبدیل به یک ماجراجویی شد. صبحها با صدای کشتیهایی که در بسفر حرکت میکردند از خواب بیدار میشدم و شبها با نور چراغهای پل گالاتا، حس زنده بودن شهر را لمس میکردم. سفر به استانبول این ویژگی را دارد که هر محلهاش داستان جداگانهای برای گفتن دارد؛ از سلطان احمد با حالوهوای تاریخیاش گرفته تا بیاوغلو که پر از انرژی جوانانه است.
یکی از بخشهای جذاب این سفر، بازدید از مساجد و بناهای تاریخی بود. مسجد آبی، ایاصوفیه و مسجد ایوب سلطان فقط ساختمانهایی قدیمی نیستند؛ هر کدام بخشی از هویت استانبول را شکل دادهاند. وقتی داخل این بناها قدم میزدم، حس میکردم در دل تاریخ حرکت میکنم. این تجربه باعث شد سفر به استانبول برایم معنایی عمیقتر از تفریح و خرید پیدا کند.
اما استانبول فقط تاریخ نیست؛ غذاهایش بخش مهمی از این سفر را میسازند. هنوز طعم سیمیت داغی که صبح زود از یک دستفروش خریدم، زیر دندانم مانده است. کبابهای ترکی، بالیک اکمک کنار اسکله امینونو و چای ترکی در لیوانهای کمرباریک، تجربههایی هستند که بدون آنها سفر به استانبول کامل نمیشود. این غذاها سادهاند، اما روح شهر را در خود دارند.
خرید در استانبول هم داستان خودش را دارد. بازار بزرگ استانبول با آن راهروهای پیچدرپیچ و رنگهای زنده، جایی است که ساعتها میشود در آن گم شد. از طرفی، مراکز خرید مدرن نشان میدهند که استانبول چقدر ترکیب سنت و مدرنیته را خوب بلد است. در این شهر، گذشته و حال کنار هم زندگی میکنند.
در نهایت، اگر بخواهم تجربه شخصیام را خلاصه کنم، باید بگویم سفر به استانبول سفری است که فقط به دیدن جاهای معروف ختم نمیشود. این شهر را باید قدم زد، چای نوشید، با مردمش همصحبت شد و ریتم زندگیاش را حس کرد. استانبول شهری است که هر بار به آن سفر کنید، چیزی تازه برای نشان دادن دارد؛ و همین است که آدم را وسوسه میکند دوباره و دوباره به آن برگردد.


